مقالات
طرح های تحقیقاتی
مجلات عضو
فهرست مقالات ( 4 ) مقاله :
نویسندگان: آتوسا صیرفی تهرانیان, فریده ملک زاده
کلیدواژه ها : كليدواژهها باروري آزمايشگاهي - تخمدان - اووسيت - تخمكگذاري
: 9114
: 130
: 0
ایندکس شده در :
چكيده زمينه : تعداد و كيفيت مناسب تخمك در دورههاي درمان كمك باروري اهميت فراواني دارد. از جمله عوامل مؤثر كه نقش چشمگيري دارد، سطح FSH سرم در روز سوم قاعدگي است. هدف : مطالعه به منظور تعيين ارتباط سطح سرمي FSH روز سوم قاعدگي با پاسخدهي تخمدان در بيماران تحت درمان IVF انجام شد.مواد و روشها : در اين مطالعه تحليلي, پرونده 2200 بيمار مراجعه كننده به پژوهشكده رويان تهران در فاصله سالهاي 1370 تا 78 بررسي و از ميان آنها 212 بيمار با حداكثر فاصله زماني 6 ماه بين اندازهگيريFSH آنها تا انجام IVF (با به كارگيري روش long protocol GnRHa) جهت ادامه مطالعه انتخاب شدند. بيماران داراي اندومتريوز از مطالعه حذف و اولين دوره IVF در كليه بيماران بررسي شد. پس از اندازهگيري FSH روز سوم، بيماران به گروه اول شامل36 بيمار با FSH بيشتر يا مساوي 15 واحد بينالمللي بر ليتر و گروه دوم شامل 176 بيمار با FSH كمتر از 15 واحد بينالمللي بر ليتر تقسيم شدند و دادههاي مربوط به سن بيمار، فوليكولهاي رشد يافته، مدت و نوع نازايي، سطح FSH، LH و پروژسترون با استفاده از آزمونهاي مجذور كاي, تي و فيشر تجزيه و تحليل شدند.يافتهها : بين گروهها از نظــر سن و تعداد آمپولهاي HMG مصرفي تفاوت معنيداري وجود نداشت؛ اما از نظر تعداد فوليكولهاي رشد يافــته (گروه اول 3/3±3/3 و در گروه دوم 9/2±2/5)، اووسيتهاي به دست آمده (گروه اول 75/7±5/4 و در گروه دوم 5/5±0/7)، جنينهاي انتقال يافته (گروه اول 5/1±4/1 و درگروه دوم 7/1±2/2)، دورههاي متوقف شده (گروه اول 5/30 درصد و در گروه دوم 8/2 درصد)، و ميزان LH سرم (گروه اول 5/20±5/23 و در گروه دوم 5/8±9) اختلاف معنيدار بين دو گروه وجود داشت. نتيجهگيري : ذخيره تخمداني و احتمال موفقيت درمان روشهاي كمك باروري با آگاهي از سطح FSH روز سوم قاعدگي به طور نسبي قابل پيشگويي است.
نویسندگان: طاهره معدنی, ژیلا احمدی
کلیدواژه ها : سندرم فولیکول تهی - تحریک تخمکگذاری - لقاح خارج رحمی - گنادوتروپین جفتی انسان
: 4755
: 2
: 0
ایندکس شده در :
يكي از موارد مهم در درمان بيماراني كه نياز به انجام لقاح آزمايشگاهي و انتقال آن به رحم دارند، گرفتن تخمكهاي با كيفيت و تعداد مناسب ميباشد. متأسفانه در بعضي از موارد عليرغم ظاهر خوب تخمدان در بررسيهاي سونوگرافيك و اندازهگيريهاي هورموني، هيچ تخمكي پس از تزريق HCG بدست نميآيد كه اين مسئله تحت عنوان سندرم فوليكول تهي (empty follicle syndrome) ناميده ميشود. هدف از اين مطالعه بررسي رابطه بين سطح βHCG سرم و بروز سندرم فوليكول تهي در بيماران تحت درمان ناباروري با تحريك تخمكگذاري ميباشد. اين مطالعه بصورت آيندهنگر و موردي شاهدي بر روي 1009 بيمار انجام گرفت كه 135 نفر به دلايل مختلف از مطالعه خارج شده و از 874 نفر باقيمانده 3/23% افراد تحت درمان با روش IVF معمولي و 7/76% آنان كانديد استفاده از ميكرواينجكشن (تزريق داخل سيتوپلاسمي اسپرم) بودند. كليه بيماران تحت درمان با HMG و GnRHa با پروتكل طولاني مدت بودند. در كليه آنان در طي دورة درمان تعداد فوليكول رشد يافته مورد ارزيابي قرار گرفت و ميزان سطح βHCG سرم در زمان تزريق HCG و زمان گرفتن اووسيتها اندازهگيري و با تعداد اووسيت بدست آمده مقايسه شد. در بررسي نتايج اين مطالعه در 34 نفر از بيماران (9/3%) هيچ تخمكي بدست نيامد (گروه I)، در 92 نفر (5/10%) تعداد تخمك بدست آمده كمتر از 50% فوليكولهاي رشد يافته بود (گروه II) و نهايتاً در 748 نفر (5/85%) تعداد تخمكهاي بدست آمده بالاي 50% فوليكولهاي رشد يافته بود (گروه III). 36 ساعت بعد از تجويز HCG سطح متوسط βHCG سرم در گروه I (107± 6/154)، گروه II (4/90± 7/141) و گروه III (6/56± 156) بوده است. هيچ گونه اختلاف معنيداري بين نتايج سطح سرمي ßHCG و سندرم فوليكول تهي وجود نداشت (194/0P=).
نویسندگان: مهناز اشرفی, فاطمه فیروزی
کلیدواژه ها : ناباروری - سونوهیستروگرافی - هیستروسالپنگوگرافی - میزان توافق - کاپا - پایایی
: 6591
: 12
: 0
ایندکس شده در :
مقدمه: به دليل شيوع بالاي ناهنجاريهاي رحمي، بررسي حفره رحم و لولهها در ارزيابي اوليه ناباروري از اهميت ويژهاي برخوردار است. روشهاي هيستروسالپنگوگرافي و سونوهيستروگرافي روشهاي تشخيصي هستند كه جهت بررسي پاتولوژي لولهها و اختلالات رحمي به طور گستردهاي مورد استفاده قرار ميگيرد. از آنجايي كه روش هيسترو-سونوگرافي نسبت به هيستروسالپنگوگرافي از نظر اجرا هم براي بيمار و هم براي راديولوژيست راحتتر است تصميم بر آن شد تا پايايي اين دو روش در بيماران مراجعهكننده به مركز رويان اندازهگيري شود. هدف اصلي اين مطالعه تعيين همخواني دو روش هيستروسالپنگوگرافي و سونوهيستروگرافي در تشخيص اختلالات رحم و لولههاي رحمي ميباشد.مواد و روشها: در يك مطالعه مقطعي، 72 زن نابارور حائز شرايط ورود به مطالعه كه طي سالهاي 1380 تا 1382 به مركز درمان ناباروري رويان مراجعهكرده بودند، با روش نمونهبرداري در دسترس وارد مطالعه شدند و براي كليه نمونهها سونوگرافي رحم و هيستروسالپنگوگرافي با فاصله زماني كم انجام شد. ميزان همخواني هيستروسونوگرافي در مقايسه با هيستروسالپنگوگرافي با استفاده از نتايج حاصل از هر تست و محاسبه اندكس Kappa و درصد توافق صورت گرفت و سطح معنيداري 05/0 در نظر گرفته شد. نتايج: از 72 بيمار مورد مطالعه، 57 مورد ناباروري اوليه داشتند. درصد توافق دو روش تشخيصي انجام شده از نظر بازبودن لولهها 9/92% و از نظر بررسي حفره رحم 67/66% بود. ضريب توافق (Kappa) بين اين دو روش در تشخيص بازبودن حداقل يك لوله رحمي 51% و در تشخيص ضايعات اندومتر 22% بود. نتيجهگيري: توافق مشاهده شده بين دو روش هيستروسالپنگوگرافي و سونوهيستروگرافي در اين مطالعه براي تشخيص بازبودن لولهها و ضايعات رحمي، مشابه مطالعاتي است كه قبلاً در اين مورد انجام شده بود. ولي در مطالعه حاضـــــر هزينه اثربخشي هر يك از دو تست و نيز كارآيي انجام همزمان اين دو تست در تشخيص ضايعات رحم و لولهها مورد ارزيابي قرار نگرفت كه براي اين موارد، مطالعات مناسب توصيه ميگردد.
نویسندگان: طاهره معدنی, انسیه شاهرخ تهرانی نژاد, اشرف معینی
کلیدواژه ها : پروژسترون واژینال - پروژسترون تزریقی - نارسایی فاز ترشحی
: 24148
: 40
: 0
ایندکس شده در :
پروژسترون يكي از هورمونهاي مهم در آمادهسازي اندومتر جهت باروري جنين ميباشد و كمبود اين هورمون گاهاً باعث نازايي و اختلال در خونريزي ماهانه خانمها ميگردد. با پيدايش روشهاي پيشرفته در درمان نازايي (ART) موارد بروز اين نارسائيها در بيماران افزايش يافته و نياز اين افراد به مصرف پروژسترون خارجي را افزوده است. باتوجه به فرآوردههاي گوناگون اين دارو در اين تحقيق سعي شده است كه انواع طبيعي و محلول در روغن (progesterone in oil) را با انواع ديگر آن كه بصورت شياف واژينال يا ركتال استفاده ميشود مورد مطالعه و مقايسه قرار گيرد. مطالعه بصورت آينده نگر و با روش Randomized clinical trial بوده و بر روي بيماراني كه تحت درمان در سيكلهاي ART قرار داشتند صورت پذيرفته است، روش سوپراوولاسيون، با استفاده از GnRHa+hMG و در طي سال 1375 در مؤسسه رويان بوده است. در طي اين زمان 185 مورد انتقال جنين صورت گرفته كه 88 نفر (گروه اول) بطور اتفاقي تحت درمان با شياف پروژسترون و 97 نفر (گروه دوم) تحت درمان با پروژسترون تزريقي قرار گرفتند. ميزان حاملگي گروه اول 22 مورد (25%) و گروه دوم 25 مورد (25/8%) ميباشد، كه از لحاظ آماري نيز اختلاف معنيداري ندارند (9/0p=). در اين بيماران پروژسترون روز 5 و 7 بعد از تزريق hCG مورد اندازهگيري قرار گرفت كه متوسط ميزان پروژسترون سرم در گروه اول برابر با ng/ml52/72 و اين مقدار در گروه دوم ng/ml 49/29 بوده كه لحاظ آماري اختلاف معنيداري نشان نميدهد (764/0p=). نتيجه حاصل از اين تحقيق نشانگر اين مسئله است كه تقريباً نحوه اثر اين نوع فرآورده پروژستيني در تقويت مرحله ترشحي آندومتر و كمك به لانهگزيني جنين يكسان بوده و بايد انتخاب دارو را با توجه به شرايط و تمايل بيمار بعمل آورد.