مقالات
طرح های تحقیقاتی
مجلات عضو
فهرست مقالات ( 4 ) مقاله :
: 3074
: 17
: 0
ایندکس شده در :

اهداف. بررسی میانگین سن یائسگی در زنان ساكن شهر تهران و برخی از عوامل مؤثر بر آن.

روش ها. در این مطالعه مقطعی كه در سالهای 1384-1383 انجام شد، زنان 35 سال و بالاتر كه در مناطق مختلف شهر تهران زندگی میكردند به روش نمونهگیری تصادفی چند مرحلهای انتخاب شدند. برای هر زن یك پرسشنامه كه در برگیرنده موارد قد، وزن، سن یائسگی، شرایط اقتصادی اجتماعی، سن شروع قاعدگی، سن اولین حاملگی، نظم قاعدگی، تعداد زایمان، سن یائسگی مادر و خواهر، وضعیت تأهل، استعمال دخانیات و شغل بود، تكمیل شد. اطلاعات جمعآوری شده با استفاده از نرم افزار SPSS و تستهای Mann Withney و t- test آنالیز شد.

یافتهها. در این مطالعه 7711 پرسشنامه تكمیل شد. میانگین سن زنان مصاحبه شده 48/48 (18/0 SE= ) سال بود. در این مطالعه 2462 زن در زمان مصاحبه به طور طبیعی یائسه بودند كه میانگین سن یائسگی 71/47 (11/0 SE= ) سال بود. از نظر آماری ارتباط معنیداری بین سن یائسگی و تعداد زایمانها (001/0 , P= 08/0 rr= )، نظم قاعدگی (0001/0 P= ) و سن مادر در زمان یائسگی (0001/0 P= , 32/0 rr= ) وجود داشت.

نتیجهگیری. این مطالعه نشان داد كه میانگین سن یائسگی طبیعی 71/47 (11/0 SE= ) سال در كل جامعه مورد مطالعه بود كه نظم سیكل قاعدگی، سن مادر در زمان یائسگی و تعداد زایمان ارتباط معنیداری با سن یائسگی در زنان ساكن شهر تهران داشت. 

نویسندگان: آتوسا صیرفی تهرانیان, فریده ملک زاده
کلیدواژه ها : كليدواژهها باروري آزمايشگاهي - تخمدان - اووسيت - تخمكگذاري
: 7726
: 130
: 0
ایندکس شده در :
چكيده زمينه : تعداد و كيفيت مناسب تخمك در دورههاي درمان كمك باروري اهميت فراواني دارد. از جمله عوامل مؤثر كه نقش چشمگيري دارد، سطح FSH سرم در روز سوم قاعدگي است. هدف : مطالعه به منظور تعيين ارتباط سطح سرمي FSH روز سوم قاعدگي با پاسخدهي تخمدان در بيماران تحت درمان IVF انجام شد.مواد و روشها : در اين مطالعه تحليلي, پرونده 2200 بيمار مراجعه كننده به پژوهشكده رويان تهران در فاصله سالهاي 1370 تا 78 بررسي و از ميان آنها 212 بيمار با حداكثر فاصله زماني 6 ماه بين اندازهگيريFSH آنها تا انجام IVF (با به كارگيري روش long protocol GnRHa) جهت ادامه مطالعه انتخاب شدند. بيماران داراي اندومتريوز از مطالعه حذف و اولين دوره IVF در كليه بيماران بررسي شد. پس از اندازهگيري FSH روز سوم، بيماران به گروه اول شامل36 بيمار با FSH بيشتر يا مساوي 15 واحد بينالمللي بر ليتر و گروه دوم شامل 176 بيمار با FSH كمتر از 15 واحد بينالمللي بر ليتر تقسيم شدند و دادههاي مربوط به سن بيمار، فوليكولهاي رشد يافته، مدت و نوع نازايي، سطح FSH، LH و پروژسترون با استفاده از آزمونهاي مجذور كاي, تي و فيشر تجزيه و تحليل شدند.يافتهها : بين گروهها از نظــر سن و تعداد آمپولهاي HMG مصرفي تفاوت معنيداري وجود نداشت؛ اما از نظر تعداد فوليكولهاي رشد يافــته (گروه اول 3/3±3/3 و در گروه دوم 9/2±2/5)، اووسيتهاي به دست آمده (گروه اول 75/7±5/4 و در گروه دوم 5/5±0/7)، جنينهاي انتقال يافته (گروه اول 5/1±4/1 و درگروه دوم 7/1±2/2)، دورههاي متوقف شده (گروه اول 5/30 درصد و در گروه دوم 8/2 درصد)، و ميزان LH سرم (گروه اول 5/20±5/23 و در گروه دوم 5/8±9) اختلاف معنيدار بين دو گروه وجود داشت. نتيجهگيري : ذخيره تخمداني و احتمال موفقيت درمان روشهاي كمك باروري با آگاهي از سطح FSH روز سوم قاعدگي به طور نسبي قابل پيشگويي است.
نویسندگان: طاهره معدنی, انسیه شاهرخ تهرانی نژاد, اشرف معینی
کلیدواژه ها : پروژسترون واژینال - پروژسترون تزریقی - نارسایی فاز ترشحی
: 19408
: 40
: 0
ایندکس شده در :
پروژسترون يكي از هورمونهاي مهم در آمادهسازي اندومتر جهت باروري جنين ميباشد و كمبود اين هورمون گاهاً باعث نازايي و اختلال در خونريزي ماهانه خانمها ميگردد. با پيدايش روشهاي پيشرفته در درمان نازايي (ART) موارد بروز اين نارسائيها در بيماران افزايش يافته و نياز اين افراد به مصرف پروژسترون خارجي را افزوده است. باتوجه به فرآوردههاي گوناگون اين دارو در اين تحقيق سعي شده است كه انواع طبيعي و محلول در روغن (progesterone in oil) را با انواع ديگر آن كه بصورت شياف واژينال يا ركتال استفاده ميشود مورد مطالعه و مقايسه قرار گيرد. مطالعه بصورت آينده نگر و با روش Randomized clinical trial بوده و بر روي بيماراني كه تحت درمان در سيكلهاي ART قرار داشتند صورت پذيرفته است، روش سوپراوولاسيون، با استفاده از GnRHa+hMG و در طي سال 1375 در مؤسسه رويان بوده است. در طي اين زمان 185 مورد انتقال جنين صورت گرفته كه 88 نفر (گروه اول) بطور اتفاقي تحت درمان با شياف پروژسترون و 97 نفر (گروه دوم) تحت درمان با پروژسترون تزريقي قرار گرفتند. ميزان حاملگي گروه اول 22 مورد (25%) و گروه دوم 25 مورد (25/8%) ميباشد، كه از لحاظ آماري نيز اختلاف معنيداري ندارند (9/0p=). در اين بيماران پروژسترون روز 5 و 7 بعد از تزريق hCG مورد اندازهگيري قرار گرفت كه متوسط ميزان پروژسترون سرم در گروه اول برابر با ng/ml52/72 و اين مقدار در گروه دوم ng/ml 49/29 بوده كه لحاظ آماري اختلاف معنيداري نشان نميدهد (764/0p=). نتيجه حاصل از اين تحقيق نشانگر اين مسئله است كه تقريباً نحوه اثر اين نوع فرآورده پروژستيني در تقويت مرحله ترشحي آندومتر و كمك به لانهگزيني جنين يكسان بوده و بايد انتخاب دارو را با توجه به شرايط و تمايل بيمار بعمل آورد.
نویسندگان: معرفت غفاری نوین, انسیه شاهرخ تهرانی نژاد, مهناز اشرفی, طاهره معدنی, اشرف معینی, لیلا کریمیان
کلیدواژه ها : ICSI تاخیری - تلقیح مجدد - IVF مختل شده - اختلال در لقاح
: 23129
: 23
: 0
ایندکس شده در :
هدف از اين مطالعه بررسي توانايي باروري تخمكهاي بارور نشده يك و يا دو روزه پس از انجام IVF، بوسيله تكنيك ICSI بود. بدين منظور 35 بيمار تحت درمان ناباروري با تكنيك IVF كه عدم باروري تخمك هاي آنها 16 الي 18 ساعت پس از زمان تلقيح Insemination)) به اثبات رسيده بود، دردو گروه جداگانه مورد بررسي واقع شدند. در گروه اول 21 بيمار و با 72 تخمك، پس از مدت 24 ساعت وگروه دوم 14 بيمار با 45 تخمك پس از مدت 48 ساعت بوسيله اسپرم هاي جمع آوري شده براي IVF مربوطه و نگهداري شده در انكوباتور مورد تزريق با تكنيك ICSI قرارگرفتند. جنين هاي طبيعي تشكيل شده از گروه اول 72 ساعت و از گروه دوم 96 ساعت پس از جمع آوري تخمك ها به رحم منتقل شدند. نتايج اين بررسي باروري تخمك ها را پس از انجام ICSI در گروه اول به ميزان 5/80 درصد و درگروه دوم بميزان 6/46 درصد مشخص نمود كه اختلاف معني داري را بين اين دو گروه نشان ميداد. ميزان جنين هاي تقسيم شده در تخمكهاي تزريق شده در گروه اول 3/79 درصد و در گروه دوم 8/42 درصد بود. و نهايتاً انتقال جنين ها در 19 بيمار ازگروه اول (94 درصد) و 11 بيمار از گروه دوم (78 درصد) انجام پذيرفت. هيچگونه حاملگي پس از انتقال جنين درگروه اول مشاهده نشد در حاليكه يك مورد حاملگي و تولد نوزاد سالم درگروه دوم صورت پذيرفت.نتايج حاصل بيان كننده اين مطلب است كه انجام ICSI تاخيري پس از 24 يا 48 ساعت از عدم باروري تخمك ها با تكنيك IVF، سبب باروري تخمك ها و تشكيل جنين، بميزان بسيار بالايي خواهد بود. استفاده از اين روش بعنوان يك پروتكل ايده آل در برنامه درماني مراكز لقاح خارج رحمي، شانس زوجهاي نابارور را در داشتن فرزند، بمراتب افزايش خواهد داد.